آداب و اصول ذاکری

خواندن در پیشگاه حضرت سیدالشهدا(ع) دارای یک سری ظرافت ها و لطافت هایی است که رعایت آنها باعث اثرگذاری بیشتر، هم در ذاکر یا مداح و هم در مستمعین می گردد و همانطوری که خواندن مداح یا ذاکر، دارای ظرافتهای خاصی است، شخص مداح یا ذاکر هم نیز باید از نظر روحی لطیف و ظریف باشد. زیرا انسان سنگدل، هیچگاه نمیتواند فردی مؤثر و نوکری ارزشمند برای امام حسین(ع) باشد.

آداب و اصول ذاکری- مقدمه

در ابتدا بنده چند نکته را باید در جمع شما ستایش جویان اهل البیت(ع) عرض کنم. همانطوری که می دانید خواندن در پیشگاه حضرت سیدالشهدا(ع) دارای یک سری ظرافت ها و لطافت هایی است که رعایت آنها باعث اثرگذاری بیشتر، هم در ذاکر یا مداح و هم در مستمعین می گردد و همانطوری که خواندن مداح یا ذاکر، دارای ظرافتهای خاصی است، شخص مداح یا ذاکر هم نیز باید از نظر روحی لطیف و ظریف باشد. زیرا انسان سنگدل، هیچگاه نمیتواند فردی مؤثر و نوکری ارزشمند برای امام حسین(ع) باشد. یکی از مواردی که باعث سنگدلی فرد می شود، اینست که ذاکر یا مداح به این مسئله، یعنی مداحی اهل البیت(ع) به عنوان یک شغل نگاه کند.

نکتة دیگر اینکه ما باید توجه داشته باشیم که دریای خوانندگی و مداحی اهل البیت(ع) آنقدر وسیع است که تمامی ندارد. خواندن در دستگاه امام حسین(ع) مانند دعا کردن، تمامی ندارد، میدان وسیعی است که حدود آن را نمی توان معین نمود. همانطوری که ما نمی توانیم برای فضائل و کرامات اهل البیت(ع) حد و حصری قائل شویم، برای نوکری اهل البیت(ع)، از نظر ارزش گذاری معنوی نیز نمی توان حد و حدودی در نظر گرفت.

دیگر اینکه در دستگاه سیدالشهدا(ع)، داشتن صدا و صوت خوب، اصل نیست گرچه صدا جذابیت دارد، یا اصل، داشتن محفوظات نیست گرچه محفوظات جایگاه ویژهای در ذاکری دارد و همة اینها در بهتر فهماندن معارف اهل البیت(ع) لازم است. ولی اینها همه جزو ابزار مداحی هستند و اصل چیز دیگری است که ما در این درس به توضیح آن اصول می پردازیم. البته ما در این مقال، آداب مداحی و ذاکری را خدمت شما عرض خواهیم کرد. مطالب هم مطالبی تازه ای است البته نه اینکه این مطالب نبوده اما در ذاکری و مداحی اهل البیت(ع)، خیلی از افراد به این اصول بی اهمیت و بی دقت هستند.

اصول و پایه ذاکری بر ۴ محور استوار است:

۱- آداب ذاکری

۲- فنون ذاکری

۳- تاریخ در ذاکری

۴- مقتل در ذاکری


آداب و اصول ذاکری - فصل اول

مدح یعنی بیان صفات ممتاز یک شخص یا یک شی و مداحی نیز در اینجا یعنی بیان فضائل و ویژگیهای اهل البیت (ع). مداحی صفت توحیدی است و مداحی کردن یک فرد همان تعریف از صفت توحیدی خداوند است. مدح دو گونه است یا مدح ممدوح است یا مدح مذموم.

تعریف مدح و مداحی:

مدح یعنی بیان صفات ممتاز یک شخص یا یک شی و مداحی نیز در اینجا یعنی بیان فضائل و ویژگیهای اهل البیت (ع). مداحی صفت توحیدی است و مداحی کردن یک فرد همان تعریف از صفت توحیدی خداوند است.

مدح دو گونه است یا مدح ممدوح است یا مدح مذموم.

الف: مدح ممدوح یعنی مدحی که خودش مدح شده است. شما از هر چیز خیری دفاع و تعریف کنید مدح ممدوح است و بالاترین آنها مداحی اهل البیت(ع) است.

ب: مدح مذموم نیز یعنی مدح مادیات و سلاطین و هر مدحی که برای دنیا پرستان گفته شود و رنگ و بوی الهی نداشته باشد، مانند چاپلوسی کردن. این مدح، همان مدحی است که مداح باید از آن دوری کند و با آن مقابله نماید. البته این مداح است که باید تشخیص دهد جایی که میرود در آنجا مدح ممدوح می شود یا مدح مذموم.

انواع مداحی ممدوح:

الف: مداحی از لسان خداوند:

همانطوری که قبلاً عرض شد مداحی یک صفت توحیدی است و اولین مدح کننده نیز همان خداوند است. اگر دقت کرده باشید خدای متعال در بسیاری از آیات قرآن کریم با لسان وحی، از اهل البیت(ع) مدح نموده است. ما اگر از قرآن و احادیث قدسی در مداحی استفاده کنیم راه اعتراض دیگران را میبندیم چون از قرآن استفاده کردهایم وکسی نمی تواند قرآن را نفی کند. اگر مداح آیات مربوط به اهل البیت(ع) که در قرآن آمده، را به طور کامل بشناسد و در روضه از آنها استفاده کند. در این صورت این روضه متصل به قرآن خواهد بود و اثرات عجیبی در مستمع خواهد گذاشت.

ب: مداحی از لسان اهل البیت(ع):

مدح دیگر مدحی است که از لسان خود اهل البیت(ع) باشد، مانند حدیث مفاخرة حضرت زهرا(س) و حضرت علی(ع) که خودشان را معرفی کردند و یا استغاثه های امام حسین(ع) در روز عاشورا، که برای معرفی خود به مردم در چند جا بیان نمودند. اهل البیت(ع) وقتی که خودشان را برای مردم معرفی میکنند، یعنی خدا را معرفی میکنند. ما باید مدحهایی که از لسان خود اهل البیت(ع) صادر شده را به طور کامل بشناسیم و درکارهایمان استفاده کنیم. مداح باید دقت داشته باشد که شخصیتهایی را مدح می کند که خدای متعال آنها را در قرآن و در احادیث قدسی خود از آنها مدح نموده است. مداح زیرک مداحی است که اهل البیت(ع) را نه از زبان خودش، بلکه از زبان خدای متعال یا خود اهل البیت(ع) مدح کند، مثلاً شعری بخواند که در آن روایتی از اهل البیت(ع) گنجانده شده باشد.

ج: مداحی از لسان اولیای خدا:

مداحی از لسان اولیاء خدا یعنی بزرگان و عالمان دین، اهل البیت(ع) را مدح کنند که خیلی برای ما قابل استفاده میباشد. زیرا علمای دین ابتدا خود به مدح اهل البیت(ع) رسیدهاند بعد آن را عنوان میکنند، یا به تعبیر دیگر اول میبینند و بعد آن را میگویند، که البته شنیدن آنها برای ما می تواند بسیار لذت بخش باشد. امام راحل(ره) به مرحوم سید احمدآقا میفرمود: اگر میخواهی در مسائل معرفتی چیزی بفهمی، اولین کار این است که آنها را انکار نکنی. ما باید یقین کنیم وقتی در مجلسی مدح اهل البیت(ع) گفته می شود، خود اهل البیت(ع) در مجلس حضور پیدا می کنند و ما در محضر آن بزرگواران مدح آنها را می گوییم. بنابراین باید توجه داشته باشیم که فقط برای خدا و اهل البیت(ع) بخوانیم نه برای مردم و مستمعین چون اولین مستمع، خود آن بزرگواران می باشند. خیلی از بزرگان نیز همینطور هستند و برای خدا و اهل البیت(ع) حرف میزنند نه برای جمعی که پیش آنها نشستهاند، مانند مرحوم آیه الله سید علی آقا نجفی(ره). البته لازم به ذکر است که این جفاست که ما از مدح بعضی از اهل البیت(ع) عاجز باشیم و فقط برای چند امام و معصوم بتوانیم شعر بخوانیم و مداحی کنیم. باید یاد بگیریم که برای همة اهل البیت(ع) کار کنیم.

نکته: در مداحی اهل البیت(ع) یک اصل کلی وجود دارد و آن هم اینست که اهل البیت(ع) بی خود به کسی چیزی نمیدهند. اگر دیدید یک مداحی شعر، خوب میخواند یا دعا، خوب میخواند و یا اینکه هر وقت میخواند همه گریه میکنند، حتما به دنبال آن یک زحمت، ریاضت و یا مراقبتی بوده است. یعنی اگر سختی کار را تحمل کردی، برای اهل البیت(ع) راحت میتوانی نوکری کنی.

والسلام


آداب و اصول ذاکری - فصل دوم

علل انتخاب شدن ما برای مداحی ( به تعبیر دیگر چرا وظیفة مداحی به دوش ما گذاشته شده است ؟ ) اگر ما جواب این سوال را بدانیم، سرمایهای خوبی بدست میآوریم و سعی میکنیم از این سرمایه به نحو احسن حفاظت و حراست کنیم و در نتیجه فیض آن را خودمان می بریم. مال خوب، سرمایه خوب، فکر خوب و… نیاز به محافظت خوب هم دارند و نباید آنها را به راحتی از دست داد.

علل انتخاب شدن ما برای مداحی ( به تعبیر دیگر چرا وظیفة مداحی به دوش ما گذاشته شده است ؟ )

اگر ما جواب این سوال را بدانیم، سرمایهای خوبی بدست میآوریم و سعی میکنیم از این سرمایه به نحو احسن حفاظت و حراست کنیم و در نتیجه فیض آن را خودمان می بریم. مال خوب، سرمایه خوب، فکر خوب و… نیاز به محافظت خوب هم دارند و نباید آنها را به راحتی از دست داد. بنابراین اگر کسی فهمید که چرا مداح شده در نتیجه مواظبت و مراقبتش بیشتر خواهد بود. دلائلی که ما برای کسوت نوکری و مداحی اهل البیت(ع) انتخاب شده ایم عبارتند از:

۱- پی بردن به عنایت خاص خدای متعال یا اهل البیت(ع):

انسان باید درک کند که این مسئولیتی که روی دوشش گذاشته شده، عنایت خاص خدای متعال و اهل البیت(ع) است. تشخیص این عنایت به عهدة خود انسان است. اگر ما دارای صفات مدح شدیم، در نتیجه اهل البیت(ع) ما را یاری میکنند، یعنی عنایت خاص به ما خواهند داشت.

۲- کشف تواناییهای مداحی در درون خود:

هر کسی خودش متوجة این امر میشود که چه تواناییهایی در وجود خود به صورت بالقوه دارد. مثل داشتن صوت خوش، سرودن شعر، بیان خطابه و تقلید صدا از بهترینها و…، مثلا در بین چند نفر متوجه میشود که صوت او از همه بهتر است. اگر فردی در خودش، یکی از عواملی که بیان شد کشف کرد، پس می تواند خود را برای مداحی آماده نماید.

۳- نگاه خاص به محیط اطراف خود و تطبیق با رویدادهای مربوط به اهل البیت(ع):

باید سعی کنیم که نگاهمان به رویدادهای اطراف، نگاه خاص باشد. بعضی از مداحان با تجربه هستند که برای روضه خواندن، از رویدادها و اتفاقات محیط خود کمک میگیرند.

بنابراین اگر در وجود کسی، توانایی مداح شدن به وجود آمد حتما نگاهش با دیگران متفاوت خواهد بود.

۴- یقین و اطمینان از ممهور شدن به مهر فاطمی و علوی:

ما باید یقین کنیم که حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین(ع) به ما مهر نوکری زدهاند و این مسئولیت را برعهدة ما گذاشته اند. البته یقین مداح، حجتی برای دیگران نیست. بلکه این یقین برای خود فرد مداح و کسانی که به او اعتماد دارند مورد وثوق می باشد. همانطور که مکاشفات افراد، برای خودشان و افرادی که مورد اطمینان آنها هستند مستند و مستدل می باشد.

این یقین از راههای مختلفی بدست می آید که عبارتند از:

الف: فرد مستقیما انتخاب شدة اهل البیت(ع) باشد.

ب: از طریق افراد مورد وثوق مانند اولیاء الله به او ثابت شود.

ج: دعای خاص افراد مستجاب الدعوه مانند پدر و مادر باعث شود.

د: از طریق پی بردن به عظمت مداحی.

۴- یقین و اطمینان از ممهور شدن به مهر فاطمی و علوی:

ما باید یقین کنیم که حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین(ع) به ما مهر نوکری زدهاند و این مسئولیت را برعهدة ما گذاشته اند. البته یقین مداح، حجتی برای دیگران نیست. بلکه این یقین برای خود فرد مداح و کسانی که به او اعتماد دارند مورد وثوق می باشد. همانطور که مکاشفات افراد، برای خودشان و افرادی که مورد اطمینان آنها هستند مستند و مستدل می باشد.

این یقین از راههای مختلفی بدست می آید که عبارتند از:

الف: فرد مستقیما انتخاب شدة اهل البیت(ع) باشد.

ب: از طریق افراد مورد وثوق مانند اولیاء الله به او ثابت شود.

ج: دعای خاص افراد مستجاب الدعوه مانند پدر و مادر باعث شود.

د: از طریق پی بردن به عظمت مداحی. 


آداب و اصول ذاکری - فصل سوم

باید سعی کنید حلال و حرام خدا را رعایت نمایید. خودتان را با تقوای الهی زینت ببخشید. با نفس خود مبارزه کنید و رذائل را از وجودتان تطهیر نمایید تا انسانهای پاک و متدین گردید. مداح اهل البیت(ع) نه تنها باید دارای صفات خاص باطنی باشد بلکه از نظر ظاهری هم باید دارای ویژگیهای خوبی باشد. در حال حاضر مشکلی که ما خیلی با آن روبرو هستیم همین ظاهر ذاکرین می باشد.

صفات ذاکری:

۱- صفات باطنی:

صفات باطنی همان تقوای الهی است. باید سعی کنید حلال و حرام خدا را رعایت نمایید. خودتان را با تقوای الهی زینت ببخشید. با نفس خود مبارزه کنید و رذائل را از وجودتان تطهیر نمایید تا انسانهای پاک و متدین گردید.

۲- صفات ظاهری:

مداح اهل البیت(ع) نه تنها باید دارای صفات خاص باطنی باشد بلکه از نظر ظاهری هم باید دارای ویژگیهای خوبی باشد. در حال حاضر مشکلی که ما خیلی با آن روبرو هستیم همین ظاهر ذاکرین می باشد. ما نباید ظاهر خود را طوری آراسته کنیم که مورد سؤال دیگران قرار بگیریم. از جمله مواردی که باید در آراستگی آن دقت کافی و وافی داشته باشید، مواردی مانند: چگونگی لباس، شغل، نام، محاسن و نظافت شخصی و ظاهری می باشد. مداح باید نام یا لقب مناسب برای خود انتخاب نماید و لباسش ساده و مرتب باشد. شغل مداح نیز باید با وظیفة مداحی تناسب داشته باشد و حتی حد محاسن و شارب شرعی رارعایت نماید.

والسلام


آداب و اصول ذاکری - فصل چهارم

در مورد صفات و ویژگیهای. فرق بین صفت و ویژگی در اینست که صفت در وجود انسان قرار دارد، ولی ویژگی را باید فرد در وجود خود ایجاد نماید. صوت خوب می تواند یکی از ابزار مهمی در جذب افراد به سمت مجالس اهل البیت(ع) باشد. مشخصة یک ذاکر اهل البیت(ع)، خوب خواندن است. به ما سفارش شده است که حتی قرآن و اذان را نیز با صوت خوب بخوانند. ذاکر اهل البیت(ع) باید توانایی دعاخواندن داشته باشد


ویژگیهای ذاکر:

در فصل گذشته صفات ذاکر را بیان کردیم و در این فصل می خواهیم ویژگیهای یک ذاکر را بیان نماییم. فرق بین صفت و ویژگی در اینست که صفت در وجود انسان قرار دارد، ولی ویژگی را باید فرد در وجود خود ایجاد نماید.

ویژگیهای یک ذاکر عبارتند از:

۱- دارا بودن صوت خوش:

صوت خوب می تواند یکی از ابزار مهمی در جذب افراد به سمت مجالس اهل البیت(ع) باشد. مشخصة یک ذاکر اهل البیت(ع)، خوب خواندن است. به ما سفارش شده است که حتی قرآن و اذان را نیز با صوت خوب بخوانند.

۲- خوب خواندن و کم خواندن:

همة هدف ما در دستگاه سیدالشهدا(ع) اینست که در مردم تشنگی ایجاد کنیم و مردم را تشنة روضه خوانی و دستگاه سیدالشهدا(ع) نگه داریم، چون ظرفیتهای مردم با هم فرق می کند. بنابراین ذاکری که هم کم و هم خوب بخواند ضمن اینکه در مردم تشنگی ایجاد خواهد نمود مردم نیز به مجالس علاقمند می گردند. از سوی دیگر ذاکر باید صداقت در خواندن داشته باشد یعنی اگر می گوید ۲ بیت می خوانم و رفع زحمت می کنم حتماً باید بیشتر از ۲ بیت نخواند.

آب کم جوی و تشنگی آور بدست تــا بجوشــد آبت از بـالا و پسـت

۳- ذاکر باید دعاخوان باشد:

ذاکر اهل البیت(ع) باید توانایی دعاخواندن داشته باشد. اصل خواندن دعا، ثواب دارد. ولی معلوم نیست شعری که ما انتخاب کردیم شعر مورد نظر اهل البیت(ع) باشد. ولی ادعیه، کلام نورانی اهل البیت(ع) هستند. در زیارت جامعة کبیره می خوانیم که « کَلامُکُم نُور ». شما اجباراً در بعضی از موارد باید روضه را همراه دعا بیان کنید تا مستمع بیشتر و بهتر با معارف اهل البیت(ع) آشنا شود. مثلاً در هنگام روضه خواندن، مجبور شوید فرازهایی از دعای ندبه یا جامعة کبیره را بخوانید اگر نتوانید دعا را بخوانید اثر منفی خواهد گذاشت.

در دعاخواندن توجه به چند نکته حائز اهمیت است:

اول اینکه اصل خواندن دعا ثواب زیادی دارد چون از لسان اهل البیت(ع) بیان شده است.

دوم اینکه دعا را باید بطور صحیح و درست بخواند.

سوم اینکه ذاکر باید معانی دعا را هم بداند.

وچهارم اینکه ذاکر باید بداند نکات دعایی را درکجای شعر یا مقتل استفاده نماید.

۴- ذاکر باید اهل سوز و اشک چشم باشد:

امام صادق(ع) فرمودند: « شما وقتی که در مصائب جد ما، اشک بر گونههایتان جاری شود، اولین اثرش اینست که خدای متعال گناهان آن شخص را میبخشد وگناهان و رذائل او تبدیل به حسنات می گردد. » انقلاب امام سجاد(ع)، انقلاب اشک بود. سلاح مومن، اشک او است. اشک سلاحی است که صدا ندارد ولی تأثیرش بسیار زیاد است. در روایت آمده که: « اگر یتیم قطره ای اشک بریزد عرش خدا به لرزه در می آید. » و باز در روایت داریم که فرمود: « اشک که بر گونه جاری شد، درهای رحمت خدا باز میشود. » نوعاً کسانی که دارای اشک چشم هستند مورد عنایت پروردگار و اهل البیت(ع) می باشند. ذاکر باید خود اهل سوز و اشک چشم باشد، در غیر اینصورت نباید از مردم و مستمعین خود توقع داشته باشد. شما باید زمانیکه در مجلس اهل البیت(ع) شرکت میکنید این سلاح را همراه خود بیاورید، زیرا شما به جنگ با شیطان میروید.

والسلام